وقتی از نفر شماره یک ضایعات فلزی روسیه حرف میزنیم، اسم یک نفر بیرقیب بالاتر از همه میایستد:
الکسی مورداشوف (Alexey Mordashov).
او نه یک ضایعاتفروش سنتی است، نه دلال منطقهای، نه حتی صرفاً یک فولادساز. مورداشوف مغز متفکری است که بازار ضایعات فلزی، فولاد، ضایعات استیل و ذوب صنعتی روسیه را مثل یک سیستم بسته و حسابشده مدیریت میکند؛ سیستمی که در آن هیچ تکه فلزی بیصاحب نمیماند.
روسیه کشوری است که فولاد، جنگافزار، انرژی و صنایع سنگین در DNA آن نوشته شده. از صنایع نظامی گرفته تا نفت و گاز، از نیروگاهها تا زیرساختهای حملونقل، همهچیز به فلز وابسته است. و هرجا فلز باشد، در انتهای عمرش ضایعات تولید میشود. اینجاست که بازی واقعی شروع میشود—و دقیقاً همینجا پای مورداشوف وسط است.
او فهمید چیزی که روسیه را میچرخاند فقط تولید فولاد نیست، بلکه کنترل ضایعات فلزی قبل و بعد از تولید است.
🏭 امپراتوری Severstal؛ قلب تپنده ضایعات فلزی روسیه
مورداشوف مالک و کنترلکنندهی Severstal است؛ یکی از بزرگترین غولهای فولاد جهان.
اما آنچه کمتر دربارهاش صحبت میشود این است که:
Severstal فقط فولاد تولید نمیکند؛
بزرگترین تولیدکننده، مصرفکننده و بازیافتکننده ضایعات فلزی و ضایعات استیل در روسیه است.
در این امپراتوری صنعتی:
ضایعات خط تولید مستقیماً وارد چرخه بازیافت میشود
ضایعات استیل ۳۰۴ و ۳۱۶ دوباره ذوب و به فولاد آلیاژی تبدیل میشوند
قراضههای سنگین صنعتی، ماشینآلات اسقاطی و سازههای فرسوده به شمش برمیگردند
حتی پسماندهای فلزی کمارزش هم از چرخه خارج نمیشوند
اینجا چیزی بهنام «دورریز» وجود ندارد.
هر کیلو ضایعات، یک دارایی است.
این یعنی مورداشوف نهتنها از فولاد سود میبرد، بلکه از ضایعات فولاد هم دوباره سود میگیرد؛ مدلی که حاشیه سود را چند برابر میکند.
🧲 چرا مورداشوف واقعاً پادشاه ضایعات فلزی روسیه است؟
دلیل سلطه الکسی مورداشوف بر بازار ضایعات فلزی روسیه این نیست که بیشتر از بقیه ضایعات میخرد یا سرمایه بیشتری دارد. اگر موضوع فقط خرید و فروش بود، دهها میلیاردر دیگر هم میتوانستند کنارش بایستند. تفاوت مورداشوف در این است که او اصلاً «تاجر ضایعات» به معنای کلاسیک نیست؛ او طراح و معمار چرخهای است که ضایعات فلزی، ضایعات استیل و فولاد را به یک سیستم بسته و خودتقویتشونده تبدیل کرده است.
بیشتر فعالان این بازار، ضایعات را از یک نقطه میخرند و به نقطهای دیگر میفروشند. سود آنها وابسته به نوسان قیمت، صادرات، نرخ ارز و حضور واسطههاست. اما مورداشوف در موقعیتی ایستاده که همزمان تولیدکننده ضایعات است، هم مصرفکننده آن و هم مالک فرآیند بازیافت. یعنی همان مادهای که در کارخانههای فولاد و صنایع سنگین او بهعنوان ضایعات فلزی تولید میشود، بدون خروج از زنجیره مالکیت، دوباره ذوب شده و به محصول نهایی تبدیل میگردد.
این ساختار باعث میشود ضایعات فلزی و ضایعات استیل برای او نه یک کالای حاشیهای، بلکه بخشی از هسته سودآوری باشد. حذف کامل واسطهها، بینیازی از بازار آزاد و قطع وابستگی به صادرات، مورداشوف را به نقطهای رسانده که حتی تحریم هم نمیتواند زنجیرهاش را مختل کند. در اقتصاد روسیه، کسی که مجبور به صادرات نباشد، عملاً تحریمناپذیر است؛ و مورداشوف دقیقاً روی همین اصل امپراتوریاش را ساخته است.
⚙️ ضایعات استیل؛ ستون پنهان قدرت صنعتی مورداشوف
اگر بخواهیم دقیقتر نگاه کنیم، یکی از مهمترین منابع قدرت مورداشوف، کنترل ضایعات استیل صنعتی است؛ بخشی که در روسیه فقط یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه اهمیت استراتژیک دارد. روسیه یکی از بزرگترین مصرفکنندگان استیل در صنایع نفت و گاز، پالایشگاهها، خطوط انتقال، صنایع شیمیایی، نیروگاههای حرارتی و هستهای و همچنین صنایع نظامی و دریایی است. این تجهیزات، پس از پایان عمر عملیاتی خود، به حجم عظیمی از ضایعات استیل با کیفیت بالا تبدیل میشوند.
این ضایعات، قراضه ساده نیستند. صحبت از استیلهای آلیاژی، مقاوم به حرارت، فشار و خوردگی است که ارزش آنها فقط در وزن فلزی خلاصه نمیشود، بلکه ترکیب آلیاژی و کاربرد صنعتیشان قیمت را تعیین میکند. مورداشوف این ضایعات را نه وارد بازار آزاد میکند، نه صادر میکند و نه اجازه میدهد دلالها روی آنها قیمتسازی کنند. آنها مستقیماً وارد چرخه ذوب و تولید مجدد در مجموعههای فولادی او میشوند و به فولادهای خاص و آلیاژی با ارزش افزوده بالا تبدیل میگردند.
در عمل، او از یک محصول سه بار سود میگیرد: یکبار در زمان استفاده صنعتی، یکبار در زمان تبدیل به ضایعات استیل و بار سوم در زمان تولید مجدد فولاد. این مدل سودآوری چندمرحلهای همان چیزی است که رقبا را نه فقط عقب میاندازد، بلکه از بازی خارج میکند.
🧊 تحریمها؛ جایی که دیگران سقوط کردند و مورداشوف رشد کرد
تحریمهای غرب برای بسیاری از فعالان صنعت فولاد و بازیافت روسیه به معنای بحران بود. صادرات سخت شد، تأمین مواد اولیه به مشکل خورد و بسیاری از بازیگران کوچک و متوسط از بازار حذف شدند. اما برای مورداشوف، همین شرایط تبدیل به یک فرصت تاریخی شد. وقتی واردات مواد اولیه محدود شد، ضایعات فلزی و ضایعات استیل به بهترین جایگزین تبدیل شدند. وقتی صادرات کاهش یافت، مصرف داخلی ارزش استراتژیک پیدا کرد. و وقتی رقبا یکییکی حذف شدند، بازار بهشدت متمرکز شد.
در چنین شرایطی، کسی که کل زنجیره را در اختیار دارد، نهتنها آسیب نمیبیند، بلکه قدرتش چند برابر میشود. مورداشوف دقیقاً در همین نقطه به پادشاه بازار ضایعات فلزی روسیه تبدیل شد؛ نه بهخاطر شانس، بلکه بهخاطر طراحی از پیش فکرشده.
🚂 لجستیک؛ مزیتی که بازی را قفل میکند
روسیه کشوری با فاصلههای هزاران کیلومتری است. بدون لجستیک، حتی باارزشترین ضایعات فلزی هم عملاً بیمصرفاند. مورداشوف این را زودتر از همه فهمید. او فقط کارخانه نخرید؛ زیرساخت حملونقل خرید. راهآهن صنعتی، ناوگان حملونقل سنگین، دسترسی به بنادر شمالی و حتی قراردادهای دولتی برای جابهجایی مواد استراتژیک، باعث شده ضایعات استیل و فلزی از دورافتادهترین نقاط روسیه بدون توقف و اتلاف، مستقیماً به واحدهای ذوب او برسند.
این یعنی هزینه کمتر، سرعت بالاتر و کنترلی که هیچ رقیبی به آن نمیرسد.
🧩 جمعبندی نهایی نفر شماره یک ضایعات فلزی روسیه
در روسیه، نفر شماره یک ضایعات فلزی کسی نیست که در انبار بایستد یا قیمت کیلویی اعلام کند. نفر اول، کسی است که پشت میز تصمیمگیری نشسته و جریان مواد، قیمت، تولید و بازیافت را همزمان کنترل میکند. الکسی مورداشوف با ترکیب فولاد، ضایعات فلزی، ضایعات استیل، بازیافت صنعتی و لجستیک آهنین، بازاری ساخته که حتی فشار تحریم هم نتوانسته آن را متوقف کند.
اسمها در بازار ضایعات روسیه زیادند؛
اما قدرت واقعی فقط دست یک نفر است.