وبلاگ
اثرات شروع دوباره جنگ برای صنعت ضایعات فلزی
اثرات شروع دوباره جنگ برای صنعت ضایعات فلزی: بازگشت به نقطۀ صفر
امروز، ۱۳ می ۲۰۲۶، در حالی که هنوز زخمهای جنگ رمضان التیام نیافته و آوارهای کارخانههای فولاد مبارکه و خوزستان از زیر خاک بیرون کشیده نشده، زمزمههای شروع دوباره درگیریهای نظامی در منطقه شنیده میشود. شروع دوباره جنگ برای صنعت ضایعات فلزی برای صنعت ضایعات فلزی که نفسهای اولیه بازسازی را با دشواری میکشید، بازگشت به جنگ به معنای سقوط در گردابی عمیقتر از قبل است. ضایعات استیل که در ماههای اخیر به امید صلح در انبارها انباشته شده بود، ناگهان با چشماندازی از اختلال کامل لجستیک، جهش قیمت انرژی، قطع اینترنت و مسدود شدن مسیرهای تجاری مواجه میشود. در این مقاله، اثرات شروع مجدد جنگ بر بازار ضایعات فلزی را از منظر عرضه، تقاضا، لجستیک، قیمت و ساختار بازار بررسی میکنیم و نشان میدهیم چگونه یک آتشبس شکننده میتواند با یک جرقه، همه دستاوردهای بهبود را نابود سازد.
۱. شوک اولیه: توقف ناگهانی معاملات و فرار نقدینگی
با اعلام شروع مجدد جنگ (چه به صورت حملات هوایی گسترده و چه محاصره دریایی)، اولین واکنش بازار فلزات، توقف کامل معاملات است. خریداران و فروشندگان ضایعات به طور همزمان دست نگه میدارند و منتظر روشن شدن وضعیت میمانند.
· تعلیق قراردادهای موجود: شرکتهای بازیافتی که در ماههای پس از جنگ قراردادهای تأمین با کارخانههای فولاد یا صادرات به ترکیه و هند منعقد کرده بودند، ناگهان با بند فورس ماژور مواجه میشوند. محمولههایی که در بنادر یا مرزهای زمینی منتظر بارگیری هستند، به دلیل حملات هوایی یا بسته شدن گذرگاهها، قادر به حرکت نیستند و خریدار خارجی از پذیرش کالا سر باز میزند. نتیجه: انباشت ضایعات، جریمههای سنگین و ورشکستگی شرکتهای کوچک.
· فرار سرمایه و نقدینگی: بانکها و مؤسسات مالی اعتباری، وامهای پرداختی به فعالان ضایعات را مطالبه میکنند یا خطوط اعتباری را میبندند. سرمایهگذاران خرد و کلان، نقدینگی خود را از بازار ضایعات خارج کرده و به سمت طلا، ارز یا کالاهای بادوام میبرند. نتیجه: کمبود نقدینگی حاد برای خرید ضایعات از دست فروشان و انبارداران میانی.
· قطع سامانههای معاملاتی و بانکی: مشابه جنگ رمضان، اینترنت در دقایق اولیه درگیری قطع میشود. پلتفرمهای آنلاین خرید و فروش ضایعات (مانند فولادبان و آهنآنلاین) از دسترس خارج میشوند و بانکداری الکترونیک مختل میگردد. نرخهای قیمت به یکباره نامشخص میشوند و معاملات به شکل پایاپای یا با پیامکهای تأخیری بازمیگردند که مستعد خطا و کلاهبرداری است.
۲. انفجار هزینه حمل: کابوس لجستیک تکرار میشود
اگر جنگ قبلاً زیرساختهای حملونقل را نیمه ویران کرده بود، شروع دوباره آن ضربه نهایی را وارد میکند.
· بسته شدن دوباره تنگه هرمز: محتملترین سناریوی نظامی، بسته شدن تنگه توسط نیروهای متخاصم است. کشتیهای حامل ضایعات استیل که از بندرعباس یا بنادر امارات عازم هند و چین هستند، ناگهان معطل میمانند. مسیر جایگزین (دماغه امید نیک) ۱۲ تا ۱۴ روز زمان و ۴۰ درصد سوخت بیشتر میبرد و کرایه حمل هر تن از ۴۰ دلار به ۱۵۰ دلار جهش میکند.
· بمباران جادهها و پلهای کلیدی: تجربه جنگ رمضان نشان داد که جادههای مواصلاتی استانهای خوزستان، اصفهان و تهران هدف حملات هوایی قرار میگیرند. تردد کامیونهای حامل ضایعات به شدت کاهش مییابد یا متوقف میشود. کامیونداران برای عبور از مسیرهای پرخطر، هزینه حمل را تا ۳ برابر افزایش میدهند و بیمه محموله را به دلیل ریسک جنگی از دست میدهند.
· کمبود سوخت: با تشدید تحریمها یا بمباران پالایشگاهها، بنزین و گازوئیل سهمیهبندی یا قطع میشود. کامیونداران مجبور میشوند سوخت را از بازار سیاه با قیمت ۵ تا ۱۰ برابر تهیه کنند. برای یک محموله ۲۰ تنی ضایعات که ارزش آن ۳۰۰۰ دلار است، هزینه سوخت ممکن است به ۱۵۰۰ دلار برسد و معامله را زیانده کند.
۳. جهش قیمت انرژی و رکود کارخانههای ذوب
جنگ دوباره به معنای افزایش بیسابقه قیمت نفت و گاز است (پیشبینی میشود نفت به ۱۵۰ دلار و گاز اروپا به ۱۰۰ دلار در میلیون بیتییو برسد). این امر دو اثر ویرانگر بر صنعت ضایعات دارد:
· گرانی ذوب و فرآوری: کورههای قوس الکتریکی برای ذوب هر تن ضایعات استیل به ۳۵۰ تا ۴۰۰ کیلوواتساعت برق نیاز دارند. با قطع گاز نیروگاهها و افزایش قیمت برق صنعتی به ۰.۳ دلار به ازای هر کیلوواتساعت، هزینه ذوب هر تن ضایعات به ۱۲۰ دلار میرسد (در حالی که قبل از جنگ ۳۰ دلار بود). بسیاری از کارخانههای ذوب داخلی که تازه بعد از جنگ با ظرفیت ۳۰ درصد راهاندازی شده بودند، دوباره تعطیل میشوند.
· تعطیلی صنایع پاییندستی: خودروسازی، لولهسازی، ساختوساز و تولید لوازم خانگی (مصرفکنندگان اصلی فولاد و ضایعات) با گرانی انرژی و رکود اقتصادی، تولید خود را تا ۷۰ درصد کاهش میدهند. در نتیجه تقاضا برای ضایعات داخلی سقوط میکند و قیمت هر تن ضایعات استیل معمولی به زیر ۱۰۰ دلار میرسد (کمتر از یک سوم قیمت جهانی).
۴. انفجار عرضه از مناطق جنگی: شمشیر دو لبه
با شروع مجدد بمبارانها، حجم عظیمی از ضایعات فلزی جدید تولید میشود: ساختمانهایی که در دوره صلح بازسازی شده بودند دوباره ویران میشوند، کارخانههایی که تعمیر شده بودند دوباره منهدم میگردند، و تجهیزات نظامی جدید (تانکها، خودروهای زرهی، توپخانه) به انبوهی از ضایعات استیل آلیاژی تبدیل میشوند.
· عرضه مازاد بر تقاضا: در کوتاهمدت، حجم ضایعات سرگردان در خیابانها و انبارها از هر زمانی بیشتر میشود. اما از آنجا که کارخانههای ذوب تعطیل هستند و صادرات ممکن نیست، این ضایعات به تلی از فلز بیصاحب تبدیل میشوند. قیمتها حتی از دوران قبل از جنگ نیز پایینتر میرود.
· کیفیت پایین و آلودگی شدید: ضایعات حاصل از انفجار و آتشسوزی حاوی مواد منفجره عمل نکرده، رنگهای سمی، روغن سوخته و فلزات سنگین است. بازیافت آنها نیازمند فرآوری ویژه و پرهزینه است که در شرایط جنگ ممکن نیست. بخش بزرگی از این ضایعات در نهایت دفن یا رها میشوند.
۵. تغییر الگو: قاچاق و بازار سیاه حاکم میشوند
با فلج شدن تجارت رسمی، فعالان غیررسمی و سوداگران میدانداری میکنند:
· رشد قاچاق به کشورهای همسایه: عراق، پاکستان و افغانستان مقصد اصلی ضایعاتی میشوند که از مرزهای زمینی و با رشوه به گمرکات خارج میشود. لنجهای کوچک نیز شبانه ضایعات را به سواحل عمان و امارات میبرند. در این مسیرها، سود هر تن ضایعات استیل میتواند به ۲۰۰ دلار برسد (۵ برابر قیمت داخل).
· شکوفایی معاملات رمزارزی و پایاپای: در نبود سیستم بانکی، فعالان به سمت تتر (USDT) و معاملات پایاپای (ضایعات در برابر آرد، سوخت، دارو) روی میآورند. این معاملات فاقد شفافیت و حقوقی بوده و زمینه کلاهبرداری گسترده را فراهم میکنند.
· احتکار و سفتهبازی: برخی انبارداران بزرگ با پیشبینی افزایش قیمت پس از جنگ، ضایعات را از بازار جمع میکنند و در انبارهای مخفی نگهداری میکنند. این کار عرضه را مصنوعی کاهش داده و قیمت را افزایش میدهد، اما برای تولیدکنندگان واقعی مشکلی حل نمیکند.
۶. خروج سرمایهگذاران خارجی و فروپاشی اعتماد
شروع دوباره جنگ، آخرین امید سرمایهگذاران ترکی، هندی و چینی را برای حضور در بازار ضایعات ایران از بین میبرد. شرکتهایی که پس از جنگ رمضان قراردادهای اولیه برای احداث خطوط شردر و انبارهای مدرن با ایران بسته بودند، آنها را فسخ میکنند. اعتبار بینالمللی ایران در صنعت ضایعات به پایینترین حد میرسد. حتی پس از پایان احتمالی درگیری، بازگرداندن این سرمایهگذاران به سالها زمان و تضمینهای سیاسی سنگین نیاز دارد.
۷. جمعبندی: بازگشت به تاریکی با عمق بیشتر
شروع دوباره جنگ برای صنعت ضایعات فلزی ایران به مراتب بدتر از مرحله اول است. زیرا در مرحله اول، حداقل ذخایر استراتژیک و نقدینگی وجود داشت و فعالان با امید به صلح زودگذر خود را سازگار کرده بودند. اما بازگشت جنگ در ۱۳ می ۲۰۲۶، همه این مولفهها را نابود میکند:
· ذخایر ضایعات انباشته شده در انبارها، به دلیل زنگزدگی و آلودگی، کیفیت خود را از دست دادهاند.
· نقدینگی شرکتها پس از ماهها رکود و بازسازی ناقص، به اتمام رسیده است.
· زیرساختهای حملونقل و انرژی که تازه بازسازی شده بودند، دوباره ویران میشوند.
· اعتماد فعالان داخلی و خارجی به کلی فرو میریزد.
در چنین فضایی، تنها گروههای سوداگر و قاچاقچی که به شبکههای غیررسمی و قدرتهای محلی متصل هستند، سود میبرند. تولیدکنندگان واقعی، جمعآوران خرد و کارخانههای ذوب رسمی، یا ورشکست میشوند یا به حاشیه رانده میشوند.
نتیجهگیری شروع دوباره جنگ برای صنعت ضایعات فلزی: صلح تنها راه نجات
صنعت ضایعات فلزی ایران به شدت به صلح و ثبات سیاسی وابسته است. هر روز جنگ، نه تنها سودهای کوتاهمدت معدودی را نابود میکند، بلکه آینده بلندمدت این صنعت را نیز به خطر میاندازد. شروع دوباره جنگ در ۱۳ می ۲۰۲۶، اگر محقق شود، به معنای بازگشت به نقطۀ صفر نیست؛ بلکه سقوط به زیر صفر است. حجم ضایعاتی که در این دوره تولید میشود، از ظرفیت بازیافت داخلی و صادراتی بسیار فراتر است و بخش بزرگی از آن به زبالههای زیستمحیطی تبدیل خواهد شد. کارخانههای ذوب که به سختی نفس میکشند، برای همیشه خاموش میشوند و سرمایهگذاران خارجی برای همیشه فرار میکنند. تنها یک آتشبس پایدار و دیپلماسی فعال میتواند این صنعت را از مرگ حتمی نجات دهد.بدون صلح، ضایعات استیل دیگر طلای سیاه نیست؛ فقط انبوهی از آهن زنگزده بر روی ویرانههای آرزوهای بازسازی است.