وبلاگ

مسیر بازگشت بازار ضایعات فلزی به قبل جنگ

مسیر بازگشت بازار ضایعات فلزی به قبل جنگ: از شوک تا تعادل

پس از پایان جنگ رمضان و برقراری آتش‌بس ناپایدار، اقتصاد ایران و کشورهای همسایه با انبوهی از ویرانی‌ها، تحریم‌های فرسایشی و زخم‌های عمیق لجستیکی روبه‌روست. در این میان، بازار ضایعات استیل و سایر فلزات بازیافتی که در طول درگیری‌ها دچار اختلال کامل شده بود، اکنون در جستجوی راهی برای بازگشت به نظم پیش از بحران است. اما آیا این بازگشت شدنی است؟ مسیر پیش رو چگونه است و چه موانعی بر سر راه قرار دارد؟ این مقاله به بررسی گام‌های ضروری برای احیای بازار ضایعات فلزی، از بازسازی زیرساخت‌ها تا بازیابی اعتماد و ثبات قیمتی می‌پردازد و نشان می‌دهد که بازگشت به شرایط قبل جنگ نه یک جهش، بلکه یک سفر پرپیچ و خم و زمان‌بر است.

۱. ارزیابی فاصله: قبل جنگ چه بود و الان کجا هستیم؟

برای ترسیم مسیر بازگشت، ابتدا باید شکاف میان وضعیت کنونی و شرایط پایدار پیش از جنگ را شناخت. قبل از جنگ رمضان (اوایل سال ۲۰۲۶)، بازار ضایعات فلزی ایران دارای ویژگی‌های زیر بود:

· حجم معاملات منظم: ماهانه حدود ۳۰۰ هزار تن ضایعات آهنی و استیل در داخل کشور جابه‌جا می‌شد و صادرات ماهانه به ترکیه، هند و پاکستان حدود ۱۵۰ هزار تن بود.
· شفافیت نسبی قیمت: قیمت‌ها از طریق پلتفرم‌های آنلاین و گروه‌های تخصصی در تلگرام و واتساپ به‌روزرسانی می‌شد و اختلاف قیمت داخلی با نرخ جهانی کمتر از ۱۰ درصد بود.
· زنجیره تأمین پایدار: هزاران کامیون، دهها انبار بزرگ و صدها واحد خردایش و ذوب در مدار بودند و نقدینگی در چرخه جریان داشت.
· نرخ ارز شناور مدیریت شده: دلار حدود ۶۰ هزار تومان بود و نوسانات آن قابل پیش‌بینی.

اما پس از جنگ (و در ماه‌های پایانی درگیری)، بازار به این وضعیت سقوط کرده است:

· حجم معاملات داخلی بیش از ۷۰ درصد کاهش یافته و صادرات تقریباً صفر شده است.
· شفافیت از بین رفته و هر منطقه نرخ دلخواه خود را دارد.
· بیش از نیمی از کامیون‌ها و انبارهای کوچک از چرخه خارج شده‌اند و خسارت به کارخانه‌های ذوب (مانند فولاد مبارکه و فولاد خوزستان) ظرفیت بازیافت را تا ۸۰ درصد کاهش داده است.
· نرخ ارز آزاد به بالای ۱۵۰ هزار تومان رسیده و تورم ماهانه دو رقمی است.

برای بازگشت به نقطه قبل، باید هر یک از این پارامترها به تدریج اصلاح شود.

۲. مرحله اول: تثبیت و پاکسازی میدان (ماه‌های ۱ تا ۳ پس از جنگ)

در کوتاه‌مدت، بلافاصله پس از اعلام آتش‌بس، بازار وارد فاز «تثبیت اضطراری» می‌شود. اقدامات کلیدی این مرحله عبارتند از:

الف) بازگشایی مسیرهای حمل و نقل

اولویت اول، رفع انسداد جاده‌ها، پل‌ها و بنادری است که در جنگ تخریب شده‌اند. بدون تردد ایمن کامیون‌ها و کشتی‌ها، هیچ معامله‌ای شکل نمی‌گیرد. دولت باید:

· مسیرهای جایگزین موقت (جاده‌های فرعی و ریلی قابل استفاده) را اعلام کند.
· سوخت یارانه‌ای در اختیار کامیون‌داران بگذارد تا حمل ضایعات انباشته شده در انبارها و مناطق جنگی آغاز شود.
· بنادر جنوبی (بندرعباس، چابهار) را با اولویت تخلیه و بارگیری ضایعات بازگشایی نماید.

ب) تعیین نرخ‌های راهنما توسط اتحادیه‌ها

در نبود اینترنت و سامانه‌های شفاف، اتحادیه بازیافت‌کنندگان و انجمن فولاد باید هر روز صبح نرخ‌های مرجع برای ضایعات استیل گرم و سرد، ضایعات آهن، مس و آلومینیوم اعلام کنند تا بازار دچار هرج‌ومرج نشود. این نرخ‌ها باید با دلار سامانه نیما (نرخ نیمایی) هماهنگ باشد.

پ) جذب نقدینگی اضطراری

بسیاری از انبارداران و جمع‌آوران کوچک در طول جنگ ورشکسته شده‌اند و سرمایه در گردش ندارند. دولت یا بانک‌ها باید تسهیلات کم‌بهره با دوره تنفس سه ماهه برای خرید ضایعات از دست فروشان و فعالان خرد اختصاص دهند. در غیر این صورت، ضایعات در انبارها می‌ماند و پوسیده می‌شود.

در انتهای این مرحله، انتظار می‌رود حجم معاملات داخلی به ۳۰ تا ۴۰ درصد قبل برسد و صادرات از طریق بنادر عمان (که آسیب ندیده‌اند) با ظرفیت محدود آغاز شود.

۳. مرحله دوم: بازسازی زنجیره تأمین و احیای اعتماد (ماه‌های ۴ تا ۹)

پس از عبور از شوک اولیه، تمرکز بر بازگرداندن بازیگران خارج‌شده و ترمیم زیرساخت‌های فیزیکی و ارتباطی است.

الف) احیای حمل دریایی و کریدورهای جایگزین

با بازگشایی کامل تنگه هرمز (یا توسعه کریدور شمال-جنوب)، باید کرایه حمل دریایی به نرخ‌های رقابتی بازگردد. در این مرحله، شرکت‌های بیمه بین‌المللی نیز باید پوشش ریسک جنگی را لغو و حق بیمه عادی را اعمال کنند. صادرات ضایعات به ترکیه، هند و چین می‌تواند دوباره به ۵۰ درصد قبل برسد.

ب) بازگشت اینترنت پرسرعت و سامانه‌های معاملاتی

قطع سه ماهه اینترنت در جنگ رمضان ضربه مهلکی به شفافیت زد. پس از جنگ، دولت باید اولویت اتصال پایدار به صنعت ضایعات و فولاد را در دستور کار قرار دهد. پلتفرم‌های آنلاین (مانند فولادبان، آهن‌آنلاین) با پشتیبانی فنی مجدداً راه‌اندازی می‌شوند. این امر اختلاف قیمت منطقه‌ای را از ۵۰ درصد به زیر ۱۵ درصد کاهش می‌دهد.

پ) بازسازی خطوط خردایش و ذوب

کارخانه‌های فولاد مبارکه و خوزستان که در بمباران آسیب دیده‌اند، حتی با بهترین برآورد تا ۱۲ ماه دیگر به مدار کامل بازنمی‌گردند. اما می‌توان با نصب کوره‌های قوس الکتریکی کوچک و سیار (ماژولار) در نزدیکی انبارهای ضایعات، ظرفیت ذوب داخلی را به تدریج افزایش داد. همچنین واردات شردر و پرس‌های هیدرولیک از چین و ترکیه باید تسهیل شود.

در این مرحله، اعتماد میان خریدار و فروشنده به تدریج بازمی‌گردد؛ معاملات نسیه و چک‌های بانکی جایگزین معاملات پایاپای و نقدی می‌شود. انتظار می‌رود حجم معاملات به ۷۰ تا ۸۰ درصد قبل برسد.

۴. مرحله سوم: بازیابی ثبات قیمت و جایگاه رقابتی (ماه‌های ۱۰ تا ۱۸)

در بلندمدت تر (یک تا یک سال و نیم پس از جنگ)، بازار ضایعات می‌تواند به وضعیت پایدار مشابه قبل نزدیک شود، مشروط بر تحقق چند شرط اساسی:

الف) تثبیت نرخ ارز

اگر دولت موفق به کنترل تورم و یکسان‌سازی نرخ ارز (با میانگین موزون ۸۰ تا ۱۰۰ هزار تومان) شود، قیمت ضایعات در بازار داخلی با نرخ جهانی هماهنگ می‌گردد. در غیر این صورت، اختلاف قیمت داخلی و خارجی به قاچاق گسترده ضایعات دامن می‌زند و بازار را نابسامان نگه می‌دارد.

ب) تدوین تعرفه‌های هوشمند صادراتی

برای جلوگیری از خام‌فروشی و کمبود ضایعات در داخل، دولت باید تعرفه صادراتی برای ضایعات خام (بدون فرآوری) وضع کند و صادرات ضایعات فرآوری شده (مانند پودر، گرانول، بریکت) را تشویق نماید. در حالت ایده‌آل، صادرات ضایعات نباید از ۳۰ درصد تولید داخلی فراتر رود.

پ) بازگشت سرمایه‌گذاران خارجی و داخلی

با فرض کاهش تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط سیاسی، شرکت‌های ترکیه‌ای و هندی ممکن است دوباره در انبارداری و خطوط بازیافت ایران سرمایه‌گذاری کنند. این امر نقدینگی و فناوری تازه را به بازار تزریق می‌کند.

در این مرحله، حجم معاملات می‌تواند به ۹۰ تا ۱۰۰ درصد قبل بازگردد، اما ساختار بازار ممکن است متفاوت باشد: تعداد بازیگران خرد کمتر اما شرکت‌های متوسط و بزرگorganized بیشتر شده‌اند.

۵. موانع و ریسک‌های مسیر: چرا بازگشت کامل شاید هرگز اتفاق نیفتد؟

حتی در خوش‌بینانه‌ترین سناریو، بازار ضایعات فلزی پس از جنگ هرگز به عین وضعیت قبل بازنمی‌گردد؛ بلکه به وضعیت «جدید عادی» می‌رسد که در برخی جنبه‌ها بهتر و در برخی بدتر است:

· جابجایی دائمی مشتریان خارجی: هند و چین در طول جنگ و تحریم، تأمین‌کنندگان جایگزین (آفریقا، آمریکای لاتین) پیدا کرده‌اند. بازگرداندن آن‌ها نیاز به تخفیف‌های عمده و حمل قابل اعتماد دارد که ممکن است سودآوری صادرات را پایین بیاورد.
· فرسودگی سرمایه انسانی: بسیاری از مهندسان، تکنسین‌ها و کامیون‌داران ماهر یا جان باخته‌اند یا مهاجرت کرده‌اند. آموزش نیروی جدید سال‌ها زمان می‌برد.
· بار روانی بی‌اعتمادی: فعالان بازاری که در جنگ کرایه‌ها را از دست داده‌اند، کالایشان غارت شده یا قراردادشان فسخ گردیده، به سختی حاضر به انعقاد قراردادهای بلندمدت و اعتباری می‌شوند. این بی‌اعتمادی هزینه مبادله را بالا نگه می‌دارد.

نتیجه‌گیری: یک افق چندساله، نه یک بازگشت آنی

مسیر بازگشت بازار ضایعات فلزی به قبل جنگ، یک فرایند سه مرحله‌ای و حداقل ۱۲ تا ۱۸ ماهه است. مرحله اول (تثبیت اضطراری) عرضه و تقاضای راکد را به حرکت درمی‌آورد. مرحله دوم (بازسازی زنجیره) شفافیت و اعتماد را بازمی‌گرداند. مرحله سوم (بازیابی ثبات) قیمت‌ها و جایگاه رقابتی را به وضعیت پایدار نزدیک می‌کند. اما واقعیت این است که ضایعات استیل هرگز به قیمت‌های قبل از جنگ و حجم معاملات کاملاً مشابه بازنخواهد گشت، مگر آن که تحریم‌ها به طور اساسی لغو شوند، امنیت پایدار در منطقه برقرار گردد و زیرساخت‌های حمل‌ونقل و انرژی نوسازی کامل شوند. تا آن زمان، بهترین امید فعالان بازار «گذار تدریجی با حداقل تلفات» است، نه «بازگشت به روزهای خوش گذشته». برای سرمایه‌گذاران، این مسیر پر از فرصت‌های خرید ارزان و فروش در زمان بهبود است، اما همراه با ریسک‌های بالای سیاسی و لجستیکی. صلح اگر پایدار بماند، بازار ضایعات نیز نفس خواهد کشید؛ اما نفس عمیق و آرام، ماه‌ها و شاید سال‌ها فاصله دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *