وبلاگ
قطعی اینترنت و تاثیر آن بازار ضایعات فلزی
قطعی اینترنت و تاثیر آن بازار ضایعات فلزیدر جنگ رمضان: فلج شدن بازار ضایعات فلزی و خسارتهای جبرانناپذیر
در پنجمین هفته از جنگ رمضان، درحالی که آسمان تهران، اصفهان و اهواز از دود ناشی از بمبارانهای شبانه پوشیده شده بود، دولت ایران در اقدامی امنیتی، اینترنت سراسری را به مدت سه ماه به طور کامل قطع کرد. از همان روز اول قطعی، بازاری که تا پیش از آن نفسهای آخر خود را در نوسانات قیمت و کمبود کامیون میکشید، به کلی از حرکت بازایستاد. ضایعات استیل که تا یک ماه پیش به عنوان طلای سیاه صنعت بازیافت شناخته میشد، ناگهان به تلی از فلز بیصاحب در انبارهای آتشگرفته تبدیل گشت. این مقاله به بررسی آسیبهای عمیق قطعی اینترنت بر خرید و فروش ضایعات فلزی در شرایط جنگی میپردازد و ابعاد پنهان این فاجعه اقتصادی را آشکار میکند.
۱. فروپاشی ارتباطات: از نوسان لحظهای قیمت تا سکوت مطلق
بازار ضایعات فلزی، برخلاف بورس رسمی، بر پایه تماسهای تلفنی، پیامهای واتساپی و گروههای تلگرامی میان خریداران، فروشندگان و حملکنندگان شکل گرفته است. در شرایط عادی، قیمت هر کیلو ضایعات استیل ۳۰۴ (که در صنایع هوایی و پزشکی کاربرد دارد) ممکن است در طول یک روز کاری چندین بار بر اساس اخبار جهانی و داخلی تغییر کند. اما با قطع کامل اینترنت:
· نرخها شفافیت خود را از دست دادند: فروشنده در شیراز نمیداند خریدار در اصفهان چه قیمتی پیشنهاد میدهد. دلالهای محلی از این تاریکی سوءاستفاده کرده و نرخها را تا ۴۰ درصد پایینتر از واقعیت اعلام میکنند.
· بروزرسانی غیرممکن شد: در جنگ رمضان، قیمت ارز هر ساعت تغییر میکند. ضایعات مس، آلومینیوم و استیل به دلار پایهگذاری میشوند. بدون اینترنت، معاملهگران مجبورند از رادیوهای محلی یا پیامکهای با تأخیر استفاده کنند که عملاً بیفایده است.
· بازار به چند صد جزیره مجزا تقسیم شد: هر شهرستان با نرخهای دلخواه خود معامله میکند. این ناهماهنگی باعث میشود که ضایعات استیل در یک منطقه به قیمت آشغال فروخته شود و در منطقه دیگر به دلیل نبود عرضه، قیمتهای نجومی پیدا کند.
۲. مرگ معاملات آنلاین و نقدینگی منجمد
پیش از جنگ، پلتفرمهای آنلاین خرید و فروش ضایعات مانند «فولادبان» و «آهنآنلاین» بیش از ۶۰ درصد معاملات خرد و متوسط را پوشش میدادند. خریدار میتوانست با چند کلیک، عکس کالا را ارسال کند، قیمت را استعلام بگیرد و حتی از طریق درگاه بانکی بیعانه واریز کند. با قطع اینترنت:
· همه این بسترها از کار افتادند. تنها روش باقیمانده، تماس تلفنی و استفاده از پیامک است که آن هم به دلیل ازدحام شبکههای مخابراتی در زمان جنگ، اغلب با شکست مواجه میشود.
· واریز و برداشت وجه غیرممکن شد. بانکداری آنلاین از کار افتاده است. مردم در صفهای طولانی جلوی شعب بانکها ایستادهاند تا بتوانند مبلغی (اغلب سقف محدود) برداشت کنند. در چنین شرایطی، معاملهای که نیاز به جابهجایی نقدی چندصد میلیون تومانی دارد، عملاً غیرممکن است.
· چکهای تضمینی و حوالههای بانکی جای خود را به معاملات پایاپای و قرضی میدهند. بسیاری از فروشندگان مجبور میشوند ضایعات خود را با کالاهایی مانند آرد، برنج یا سوخت معاوضه کنند که ارزش واقعی آن بسیار پایینتر است.
۳. نابودی لجستیک و حملونقل هوشمند
یکی از پیشرفتهای بزرگ صنعت ضایعات در سالهای اخیر، استفاده از سامانههای حمل هوشمند بود. کامیونداران از طریق اپلیکیشنهای باربری، محمولههای ضایعات را از مبدأ به مقصد میرساندند. با قطع اینترنت:
· اپلیکیشنها از کار افتادند. کامیونداران به سیستمهای ارتباطی رادیویی قدیمی یا کانالهای تلگرامی با پیامک بازگشتهاند که پرخطا و کند است.
· مسیریابی غیرممکن شد. بسیاری از جادهها به دلیل حملات هوایی یا درگیریهای محلی مسدود شدهاند. بدون اینترنت و نقشههای برخط، رانندگان نمیتوانند مسیرهای جایگزین و امن را پیدا کنند. در نتیجه، تردد کامیونها در جادههای ناآشنا و خطرناک افزایش مییابد و تلفات انسانی و خسارت به محمولهها بالا میرود.
· ردیابی محمولهها از بین رفت. خریدار نمیتواند بداند کامیون حامل ۲۰ تن ضایعات برنجی کجاست. این عدم شفافیت، زمینه را برای سرقت یا گم شدن بار فراهم میکند.
۴. خروج کارخانههای بزرگ از چرخه و ضربه به تولید
کارخانههای ذوب و نورد فولاد، برای سفارش و دریافت ضایعات، به سامانههای آنلاین متکی هستند. در شرایط جنگی، این کارخانهها به دلیل قطعی اینترنت نمیتوانند:
· موجودی انبار خود را به روز کنند.
· سفارش جدید به تأمینکنندگان ارسال نمایند.
· پیشبینی تولید داشته باشند.
نتیجه آنکه بسیاری از کورهها خاموش میشوند. کارخانههایی که موفق به تهیه سوخت و مواد اولیه با تأخیر میشوند، با ظرفیت ۲۰ تا ۳۰ درصد فعالیت میکنند. این کاهش تولید، فشار را به زنجیره تأمین صنایع پاییندستی (مثل خودروسازی و لولهسازی) بیشتر میکند.
۵. تولد بازار سیاه مجازی و اقتصاد زیرزمینی
جالب آنکه قطعی اینترنت باعث نابودی کامل مبادلات نمیشود، بلکه آن را به سمت بازار سیاه و ابزارهای رمزنگاری شده سوق میدهد. در جنگ رمضان، گزارشهای میدانی حاکی از آن است که:
· شبکههای وایفای مخفی و دیسکوردهای خصوصی با استفاده از دانگلهای ماهوارهای (استارلینک قاچاق) شکل گرفتهاند که در آنها قیمت ضایعات استیل با دلار تتر اعلام میشود.
· معاملات با رمزارزها (به ویژه ارزهای دیجیتال آفشور) رواج یافته است. اما از آنجا که اکثر فعالان سنتی این بازار با فناوری بلاکچین آشنا نیستند، بسیاری از آنها توسط کلاهبرداران مجازی فریب میخورند.
· دلالهای جدیدی ظهور کردهاند که به جای کار فیزیکی، با خرید و فروش «اسکرپ آنلاین» (ضایعاتی که فقط در عکس و فیلم وجود دارد) سفتهبازی میکنند و نقدینگی واقعی را از چرخه خارج میسازند.
۶. آسیبهای روانی و فرسایش اعتماد
شاید عمیقترین آسیب قطعی اینترنت، تخریب اعتماد در بازار باشد. ضایعات فلزی کالایی است که خریدار نمیتواند کیفیت آن را از راه دور و بدون ویدیوکال و تصاویر لحظهای بسنجد. در نبود اینترنت، هراس از کلاهبرداری دوچندان میشود. بسیاری از فروشندگان حتی حاضر نیستند جنس خود را به شهر دیگر بفرستند، مگر با گرفتن تمام وجه نقد پیشپرداخت. این بیاعتمادی، روان معاملات را فلج میکند و هزینه مبادله را تا سه برابر افزایش میدهد.
نتیجهگیری: قطعی اینترنت و تاثیر آن بازار ضایعات فلزی، سلاحی اقتصادی با تلفات بیشتر از بمب!
قطع سه ماهه اینترنت در جنگ رمضان ثابت کرد که محرومیت از ارتباطات، گاهی از خود حملات هوایی ویرانگرتر است. بازار ضایعات فلزی، که به عنوان یکی از حلقههای حیاتی اقتصاد مقاومتی در ایران شناخته میشود، بدون دسترسی به بسترهای آنلاین قادر به تنفس نیست. آسیبهای وارد شده صرفاً به کاهش حجم معاملات ختم نمیشود، بلکه شامل از بین رفتن شفافیت قیمت، مرگ لجستیک هوشمند، تولد بازار سیاه پرریسک، خروج نقدینگی و مهمتر از همه، نابودی اعتماد میان هزاران فعال این صنعت است.
پیشنهاد میشود که در بحرانهای آتی، دولت به جای قطع کامل و فراگیر، از مدلهای دسترسی محدود و ایمن (مانند اینترنت ملی با اولویت سامانههای اقتصادی و بانکی) استفاده کند. تجربه جنگ رمضان نشان داد که حذف یکباره اینترنت، نه تنها به امنیت ملی کمکی نمیکند، بلکه تهدیدی مستقیم برای تولید، اشتغال و معیشت میلیونها نفر است. برای بازسازی این بازار پس از جنگ، به بستههای حمایتی بلندمدت، بازآموزی دیجیتال فعالان و ایجاد سامانههای غیرمتمرکز مقاوم در برابر اختلال نیاز است. تا آن زمان، خاطره تلخ «سه ماه سکوت دیجیتال» بر جراحات جنگی مردم ایران افزوده خواهد ماند.